سلام
بعد از مدت ها!
وقتی که خیلی خیلی بیکار و بی خوصله و آروم می شم میرم تو گوگل و سرچ می کنم: "مجتمع دانشگاهی ولیعصر". جالب ترین نکته واسم اینه که این دانشگاه و این همه دانشجو که هر روز در اون کله رو مثل انسان می ندازن بالا و میان و میرن اینقدر بیخیال دنیان که وبلاگ "fts.blogfa" در حالیکه یک سالی هست آپ نشده ولی رتبه یک گوگله و باحال تر از همه اینکه روزی دوتا بازدید کننده هم نداره!
برو ادامه مطلب....اهل دانشگاهم ، روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم ، خرده عقلی ، سر سوزن شوقی
اهل دانشگاهم ، پیشه ام گپ زدن است
گاه گاهی می نویسم تكلیف
می سپارم به شما
تا به یك نمره ناقابل بیست
كه در آن زندانی ست ، دلتان زنده شود
چه خیالی چه خیالی می دانم
گپ زدن بیهوده است
خوب می دانم دانشم بیهوده است
استاد از من پرسید
چقدر نمره زمن می خواهی
من از او پرسیدم ، دل خوش سیری چند
اهل دانشگاهم ، قبله ام آموزش
جانمازم جزوه ، مشق از پنجره ها می گیرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهایم را وقتی می خوانم
كه خروس می كشد خمیازه
مرغ و ماهی خواب است
خوب یادم هست ، مدرسه باغ آزادی بود
درس بی كرنش می خواندیم ، نمره بی خواهش می آوردیم
تا معلم پارازیت می انداخت ، همه غش می كردیم
كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز ، مثل یك بازی بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم ، عاقبت رفتم در دانشگاه
به محیط خشن آموزش و مجتمع ولیعصر سرایت كردم
رفتم از پله كامپیوتر بالا ، چیزها دیدم در دانشگاه
من گدایی دیدم در آخر ترم
در به در می گشت
یك نمره قبولی می خواست
من كسی را دیدم ، از دیدن یك نمره ده
دم دانشگاه پشتك می زد
من نمی خندم اگر دوست من می افتد
من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند
و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد
من در این دانشگاه
در سراشیب كسالت هستم
خوب می دانم استاد ، كی كوئیز می گیرد
برگه حذف كجاست ، سایت و رایانه آن مال من است
تریا، نقلیه و دانشكده از آن من است
ما بدانیم اگر سلف نباشد ، همگی می میریم
و اگر حذف نباشد ، همگی مشروطیم
نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود
كار ما نیست شناسایی مسئول غذا
كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها
كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ
پی اصلاح خطاها برویم
اهل دانشگاهم ، رشته ام علافیست
جیبهایم خالی ست
پدری دارم ، حسرتش یك شب خواب
دوستانی همه از دم ناباب
اهل دانشگاهم ، قبلهام استاد است ، جانمازم نمره
خوب میفهمم سهم آینده من بیكاریست
من نمیدانم كه چرا میگویند مرد تاجر خوب است و مهندس بیكار
وچرا در وسط سفره ما مدرك نیست
كار ما نیست شناسایی هردمبیلی
كار ما نیست جواب غلطی تحمیلی
كار ما شاید این است كه مدرك در دست
فرم بیگاری هر شركت بیپیكر را پر بكنیم
مواد مورد نیاز:
۱-کاغذ مناسب، به اندازه نیاز (در صورت امکان از آ۴-کاغذ کاهی از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند.)
۲-خودکار مرغوب(مشکی بهتر است-نوک خودکار باید ریز باشد و خودکارهای بیک اصلا مناسب نیستند)
*شاید خیلی از شما عزیزان در هنگام تقلب به خاطر بزرگ بودن کاغذ تقلبی،لو رفته باشید؛اندازه کاغذ بسیار مهم است.
بهترین اندازه۵×۳.۵ سانتی متر است. با این اندازه شما می توانید کاغذ را در هر جایی،قرار دهید.
نگران این نباشید که تعداد کاغذهایتان زیاد شود!
**در این مرحله باید دست خط خیلی خوبی داشته باشید؛دست خطی که هم خوانا باشد و هم ریز که کاغذ زیادی مصرف نشود!
***حال نوبت به این می رسد که کاغذ را جا سازی کنید.شما می توانید کاغذ را به انتهای مانتو و یا پیراهن با کمک سوزن ته گرد نصب کنید.
سوزن را باید طوری قرار داد که از رو هیچ چیز مشخص نباشد.
****و در آخر باید منتظر باشید که مراقب ازشما دور باشد و در اینجا پاهای خود را روی هم گذاشته و به طور ماهرانه شروع به تقلب کنید.
۱-رشته تغذیه: رشته ای که اشتباهاً جزو رشته های دانشگاهی اومده.آینده شغلی بسیار تیره و تیریکی دارند.در بهترین حالت و در صورتی که شهرداری به فارغ التحصیلان این رشته مجوز بدهد میتوانند اقدام به باز کردن ساندویچ فروشی کنند!ضمناً دانشجویان فوق لیسانس هم میتونند Fast Food بزنند.از بزرگترین دستاورد های علمی این رشته در سالهای اخیر کشف فرمول سس هزار جزیره بوده است!از جمله دروس این رشته:هات داگ-1 هات داگ2 - سوسیس کاربردی- انسان و کالباس و.... میباشد!از بزرگان این علم هم میتوان به اکبر کثیف (ساندویچ فروشی اکبر کثافت) اشاره کرد.
2-مهندسی راه و ساختمان: عمله سابق- دیگه فقط مونده بود کارگر ساختمانی رو دانشگاه ها بدند بیرون که خوشبختانه این امر هم با تلاش متخصصان و دانشمندان ایرانی محقق شد و ما از این به بعد کارگر هم از دانشگاه میاریم! روزی رو تصور کنید که از صبح وانت های شهرداری جولوی دانشکده فنی توقف میکنند و بچه های راه و ساختمان رو میبرند سر ساختمان!در این رشته معیار بهترین دانشجو برای دانشجویانی است که بیشتر از همه بتوانند آجر را به بالا بندازند.دروس این رشته عبارتند از:بیل مقدماتی ? بیلچه- روش های چیدن تیرآهن-فرمولاسیون درست کردن سیمان و.......
3-رشته ادبیات:گیج ترین و گلابی ترین !!!دانشجوهای ایران در این رشته تحصیل میکنند(توصیه میکنم اگر یه وقت دلتون گرفت واسه بازکردنش برید دانشکده ادبیات!)از جمله بزرگترین دانشمندان این رشته حافظ و سعدی و عارف قزوینی و ایرج میرزا! بوده اند که حتی تحصیلات دبیرستانی هم ندارند(علمی که بزرگانش سواد درست حسابی ندارند دیگه معلومه چی میشه....!)از ابهامات بزرگ این رشته این نکته میباشد که انوری بالاخره شاعر قرن پنجم است یا نهم ! فارغ التحصیلان این رشته میتوانند به عنوان مصطفی رحماندوست مشغول به کار شوند! از دروس این رشته: زندگی نامه و آثار حافظ-زندگی نامه و آثار سعدی-زندگی نامه و آثارنظامی-زندگی و آثار فرخی سیستانی و یزدی و شمالی و بلوچی و.....!
4-رشته مهندسی صنایع:رشته ای که فقط اسمش مهندسی صنایع می باشد وگرنه دانشجویان این رشته مهندسی صنایع دستی هم بلد نیستند چه برسه....تا به امروز شخص قابل ذکری در این رشته مشغول به تحصیل نبوده و شاید معروف ترین دانشمند این رشته امیر حجوانی باشد که با رتبه 40000000000 مشغول تحصیل در رشته مهندسی صنایع می باشد!
5-رشته مهندسی کامپیوتر:خدا پدر مادر مخترع کامپیوتر رو بیامرزه که اگه اون نبود الان تعداد دانشجوهای این مملکت به نصف تقلیل پیدا میکرد.این روزا دیگه عادی ترین جمله ای که از یک دانشجو شنیده میشود این است: کام میخونم! نکته جالب در مورد این رشته تفکیک آن به دو گرایش نرم افزار و سخت افزار میباشد که دانشجویانی که تبحر خاصی در زمینه Fifa2009 و call of duty و .... دارند وارد گرایش نرم افزار و کسانی که میتوانند با انگشست شصت پایشان دکمه Power کامپیوتر را بزنند وارد گرایش سخت افزار میکنند.فارغ التحصیلان این رشته حوالی خیابان جمهوری مشغول فروختن CD میباشند!از دروس این رشته:بیل گیتس شناسی 1 ? سی دی مقدماتی-تفاوت Monitor و TV و....
6-رشته پرستاری:رشته ای که یک دنیا حرف و حدیث پشت سرشه!ولی یکی از اساسی ترین رشته های دانشگاهی می باشد که اگه نبود اونوقت دانشگاه تبدیل به مکانی بیروح میشد....رشته ای که به معنای واقعی کلمه بیگاری می باشد(صبح ساعت 6 باید با خرج خودشون به بیمارستان های عمومی برند و شیفت وایسن و عصر هم تا ساعت 8 شب در دانشگاه کلاس دارن!!!) چندی پیش هدیه تهرانی به عنوان پرستار نمونه انتخاب شد!از دروس این رشته عبارتند از:راه و روش هیجان بخشی به بیمار- لطافت عملی ?سوند 1-فشار 2-جیگر 3 و ...
7-آبفا(مهندسی عمران،آب و فاضلاب)_به افتخارش _:نفس-زندگی-بهترین رشته دانشگاهی.رشته ای که هیچ نقطه ضعفی ندارد.تنها نکته منفی این رشته دانشجویانش میباشند که از سال سوم به خاطر آشنایی با انواع مواد خوشبو،وارد مسائل پیچیده و قهوه ای میشوند!!!(البته دختراشم خدایی آخر معرفت هستند !)کسانی که در این رشته تحصیل میکنند همشون از بزرگان جامعه هستند!تنها رشته ای که هنوز خز نشده و اون به این دلیل می باشد که هرکسی رو توش راه نمیدن و فقط آدم باحال ها رو راه میدن(پسراشو میگم!) از دروس این رشته:تصفیه لجن- آز میکرو بیولوژی - طراحی تصفیه خانه-آز شیمی
نظرات جمعی از دانشجویان ساکن در یک خوابگاه دانشجویی در مورد سوسک :
دانشجوی حقوق : با اینکه همیشه شاهد اعمال دانشجویان است ولی هیچوقت و در هیچ دادگاهی علیه آنان شهادت نمی دهد !
دانشجوی جغرافیا : مکان ، آب و هوا و شرایط محیطی در او تاثیری ندارد چون او همه جا هست !
دانشجوی مهندسی : شجاعتش برایم قابل تحسین است چون ماکت هر پل یا ساختمانی را که می سازم بدون توجه به احتمال تخریب آن ، به رویش می رود و افتتاحش می کند !
دانشجوی پزشکی : تنها موجودی است که از تیغ تشریح من هراسی ندارد و به طرفم می آید تا با فدا کردن جانش موجب پیشرفت علم پزشکی شود !
دانشجوی مدیریت : با آن جثه کوچک ، آنچنان خانواده پر جمعیتش را مدیریت و اداره می کند که انگار مدیر بودن باید در خون هر کس باشد و درس خواندن بی فایده است !
دانشجوی زبان و ادبیات فارسی : او هیچوقت حرفی نمی زند ولی با سکوتش هزاران حرف را به من می آموزد !
دانشجوی روانشناسی : درون گرا ، خجالتی ، کم حرف ، یک شخصیت منحصر به فرد !
دانشجوی علوم سیاسی : به هیچ دسته و گروهی وابسته نیست ، تک و تنها برای هدفش تلاش می کند !
دانشجوی برق : وقتی روشنایی و خاموشی در نحوه حرکت او بی تاثیر است من را متوجه نیرویی فراتر از برق می کند !
دانشجوی کامپیوتر : مغز کوچک او با آن همه ذخایر اطلاعاتی بسیار پیشرفته تر از فلش 32 گیگ است !
دانشجوی فیزیک هسته ای : زندگی در خوابگاه حق مسلم اوست !
دانشجوی تربیت بدنی : آنقدر عضلاتش نیرومند است که می تواند از دیوار راست هم بالا برود !
دانشجوی زبان شناسی : هیچکس زبانش را نمی فهمد !
دانشجوی علوم تربیتی : شیوه تربیتی او در تعلیم فرزندان بی شمارش برایم قابل احترام است چرا که تمام آن فرزندان بی چون و چرا ادامه دهنده راه او می باشند !
دانشجوی زمین شناسی : کاش می توانستم به مانند او به اعماق زمین بروم و ندیدنی ها را ببینم !
دانشجوی زبان انگلیسی: ! It is always silent
دانشجوی تاریخ : گذشت اعصار و قرون نتوانسته هیچ تاثیری در ظاهر و عقاید و شیوه زندگی او بگذارد !
دانشجوی فلسفه : همیشه فلسفه وجودی او برایم سوال بوده ولی مطمئنم که درپس خلقتش هدفی والا نهفته است !
دانشجوی هنر : هیچوقت منتظر نمی شود تا بتوانم پرتره اش را تمام کنم !
دانشجوی مکانیک : با الهام از او توانستم خودرویی بسازم که هم در آب و خشکی حرکت کند و هم بتواند از سطوح صاف و صیقلی بالا برود !
دانشجوی آمار : بدون شک از یک روش آماری قوی برای محاسبه تعداد فرزندانش بهره می برد !
دانشجوی اخلاق : آنقدر با مرام و پایبند به اخلاقیات است که تا به حال نگذاشته هیچکس اشک او را ببیند حتی زمانیکه فرزندش را جلوی چشمانش له می کنند !
دانشجوی علوم ارتباطات : تا او هست ، هیچکس تنها نیست !
ترم ۱ دانشگاه: سرت حسابی تو درس و مشق هست به هیچی فکر نمیکنی.
ترم ۲ دانشگاه: کمی توی جلسات مخ زنی شرکت میکنی .
ترم ۳ دانشگاه: حداقل داشتن چهار دوست دختر الزامی است .
ترم ۴دانشگاه: بسیار مهم است که برای پایان ترم حتما یکی از دوست دخترهای خود را به منزل
ببرید .
ترم ۵ دانشگاه: در دست داشتن یک سیگار و در جیب داشتن یک پاکت سیگار.
ترم ۶ دانشگاه: داشتن خانه مجردی و یا مکان برای مواقع ضروری .
ترم ۷ دانشگاه: شرکت در کلیه پارتی های گوناگون .
ترم ۸ دانشگاه: داشتن اتوموبیل برای سهولت در بلند کردن دختران گرامی .
ترم ۹ دانشگاه: هم اکنون شما به یکی از حرفه ایی ترین مخ زن ها تبدیل شدید و می توانید کار
خود را برای تور کردن مورد های دیگر شروع کنید بهتر است برای پایان نامه آخر ترم خود نیز چند از
دوست دختر ها را به سیخ بکشید .
ژاپن : بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر :درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!می خواهیم به زبان طنز گونه ای از مشکلات دانشگاه بگوییم شاید که به گوش بزرگواران برسد وانشاءا... درست گردد.
مشکلات دانششگاه ما، یکی دوتا نیست.از چراغ های خاموش سرویس های بهداشتی که وقتی واردش می شی انگار وارد خانه ارواح شدی گرفته، تا ته سیگارهایی که وقتی وارد سلف می شی دونه به دونه از زیر پات رد می شن و اگه مراقب نباشی حتما پات بهشون گیر می کنه و می خوری زمین. همین جا نکته جالبی که دیده می شه اینه که همه جا یه برگه زدن لــطــــفــــا ســــیـــگـــــآر نــکــــــشـــــــیــــــد ولی نمی دونیم واسه کی؟چرا؟اصلا کی اینا رو چسبونده؟حراست؟اصلا مگه حراستم داریم؟اگه هست بیاد اعلام موجودیت کنه و بگه این ته سیگارای روی میزغذاخوری رو خورزو خان کشیده یا از بیرون اومدن توی سلف و...! راستی اگه سیگار کشیدن توی دانشگاه آزاده خوب یه لطفی بکنن و اون برگه ها رو از در و دیوار بکنن آخه بیت الماله حیفه که الکی اینور و اونور چسبیده باشه!!!
تازه اگه بخواهیم مشکلات رو تک به تک نام ببریم، صبح خروس خونمون حتما با صدای ناله ی گرگ ها در انتهای شب پیوند می خوره در حالیکه هنوز نصف صحبتامون باقی مونده و خودمونم چند ساعتی هست که از فرط خستگی خوابمون برده!...
ولی واسه خالی نبودن عریضه هم که شده یه چند تایی از اونا رو میگیم شاید خدا خواست و فرجی شد:
از جمله وضع نامناسب امور فرهنگی- تبلیغاتی و فضا سازی داخلی دانشگاه و عدم تاثیر گذاری مثبت بصری بر دانشجویان مثلا: 2تا پرچم واسه ولادت یا شهادت یا بزرگداشت 4 تا شاعر و ...که همیشه تداوم داشته باشه و سالی یه بار نباشه یا خیلی چیزای دیگه که اگه خواستید حتی حضورا توضیح می دیم.
یا حتی عوض نکردن لامپ های سوخته ی داخل مجتمع ها و نمازخانه
یا نذاشتن 2تا فرش درست و حسابی تو عبادتگاه دانشجوها
یا نبود یه سیستم تهویه مناسب در نمازخونه ها که بعضی مواقع از زیادی بوی خوب جورابها و...نمی شه اصلا واردش بشی
یا نبود یه سیستم گرمایشی و سرمایشی خوب تو نمازخونه که یه مقدار مخصوصا در مواقع سردی که (بر خلاف تمام سال!) پر از جمعیت می شه هوا گرم باشه.
اینا رو ولش کنید.نمی خواهیم ادای عادل فردوسی پور رو در بیاریم ولی یه تیکه کوچولو بندازیم و یه جورایی یه خود انتقادی هم بکنیم بدک نیست:
ما که از این بسیج دانشجویی و امور فرهنگی و قرآن و عترت و... دانشگاه برنامه ی قدرتمندی ندیدیم که : اشخاصی که به برنامه ها علاقه نشون نمی دن یا اطلاعات کمتری دارن رو به سمت خودش جذب کنه ! تنها چیزایی که دیدیم اونم فقط نوشته هاش رو نه خودشو، اردوهای گرون بی هدف و بی نتیجه یا همایش های با اسمهای خوب ولی بی کیفیت و بی اثر که جز تهیه گزارش عملکرد واسه مقام مافوق هیچ ارزش مادی و معنوی دیگه ای نداشته...
اگه کسی هست که واقعا در برنامه ای شرکت کرده یا نتیجه ای از این برنامه ها دیده بیطرف بگه تا مستقیما به بقیه اعلام کنیم.
اما یک تشکر ویژه از مسوول مرتبط:
یکی از برنامه های کاملا جالب و مورد استقبال تمامی نفرات، گرفتن عکس پرسنلی دونه ای 100 تومانه که هر سال اجرا می شه و طرفدارای زیادی هم پیدا کرده که از این بابت متشکریم. فقط اگه ممکنه به آقای عکاس باشی بگید یه ذره دقت و ظرافت به خرج بده و فقط به فکر کنتور انداختن نباشه!!!
راستی :
انواع واقسام کاغذ بازی ها، سیاه بازی ها، پارتی بازی ها، بالا و پایین کردن های الکی، پیچوندن ها، خراب شدن سایت ها در زمان انتخاب واحد، ماندن دانشجوهای بیچاره در صف های عریض و طویل ثبت نام، نبود یه سایت درست و حسابی برای امور اینترنتی دانشجوها، برگزاری بی برنامه ی برخی از برنامه ها، زد و بندها و عوض شدن هر روزه ی قوانین و...هم که به کنار
فقط امیدواریم درست شه.
متشکر.تمام
راستی به هیچ عنوان قصد جسارت یا توهین به شخص یا اشخاص خاصی رو نداریم و هدف فقط واسه شادی، خنده و عوض کردن جو خشک وبلاگهاست:
دوران قبل از دانشگاه = در برابر آینده
قبل از کنکور = کمینگاه
كنكور = یک اشتباه کوچولو
دانشگاه = زندان آلکاترا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
خوابگاه خانومها = زندان زنان
خوابگاه آقایون = مهمان مامان
آشپزخانه = خانه عنكبوت
سلف دانشگاه = قهوه خانه مش قمبر
محوطه دانشگاه = پارک وی
محوطه چمن دانشگاه = حريم مهرورزی
هيئت علمي = گوزنها
رئيس دانشگاه = رانت خوار کوچک >>> قصد جسارت یا توهین نداریما ...
استاد دانشگاه = روح
رئيس آموزش = هزاردستان
معاون آموزش = می خواهم زندگی کنم
معاون مالی = لطفا مزاحم نشوید
مسوول حراست = کمیسر ناوارو
تیم حراست = افراطی ها
استادان = اين گروه خشن
مسوولين دانشگاه = شکم گنده ها
مدیر گروه آقا = مرد عوضی
مدیر گروه خانوم = زنها فرشته اند
مدیر دروس عمومی = مرد هزارلبخند
استاد راهنما = مردی که زیاد می دانست
مسوول خوابگاه = گودزیلا
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
دانشجوی مشروطی = دلشکسته
مشروطی = شاید برای شما هم اتفاق بیفتد
دانشجويان اخراجي = اخراجی ها
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوی انصرافی = متهم گریخت
انصراف = فرار از زندان
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دانشجوی متاهل = نان عشق موتورهزار
دانشجويان دانشگاه آزاد = بينوايان
شاگرد بورسیه = سوپر استار
شاگرد اول = مرد 6میليون دلاری
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
دفاع از پایان نامه = عملیات 125
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = دنیای شیرین دریا
برگزاری امتحانات = داستانهای مجید
امتحان = كشتار بيوجرسی
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختی
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
پاسخ مسوولين = شايد وقتي ديگر
مرگ استادهایی که نمره نمیدن = جلادها هم ميميرند
مرگ استادهایی که نمره میدن = پهلوانان نمی میرند
كمك هزينه = بر باد رفته
حرف دانشجويان = عزیزم من کوک نیستم
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = شبهای برره
تقلب در امتحان = راز بقا
درس خواندن = قهوه تلخ
يادگيري = عملیات غیرممکن
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره ندادن به دانشجو = جنایتهای غیرحرفه ای
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
از خانه تا دانشگاه = از كرخه تا راين
مجتمع دانشگاهی ولیعصر = ملک سلیمان